كوير متين آباد
تقريبا هفته پيش بود كه تصميم داشتيم طبق توصيه يكي از همكاران سفر پاييزي به منطقه جواهردشت داشته باشيم كه طبق پيگيري در سايتهاي هواشناسي متوجه باراني بودن هوا در آخر هفته شديم و ناچارا برنامه را به كوير متين آباد تغيير داديم .
خلاصه بعد از كلي بريم نريم بالاخره صبح پنج شنبه مورخ 2 آبان بود كه بعد از يك خواب سير بيدار شديم و وسايل سفر را جمع كرده و حدود ساعت 11 ! از تهران به سمت اتوبان قم و از آنجا هم به سمت كاشان رفتيم و بعد از ورود به اتوبان كاشان در استراحتگاه مارال توقفي كرديم كه بسيار محل مرتب و زيبايي بود و بعد از صرف ناهار نه چندان بد در رستوران آنجا و كمي استراحت و گشت زني در محوطه مسير را به سمت كاشان ادامه داديم و بعد از عبور از عوارضي و رفتن 60 كيلومتر در اتوبان به خروجي ابيانه و كوير متين آباد رسيديم كه وارد مسير انحرافي شديم و تابلوها را پي گرفتيم تا به شهر زواره رسيديم
شهري كه در آن بعد از ظهر تمام مردم در جشني كه در ميدان اصلي شهر برگزار بود آمده بودند و بسيار شلوغ بود بالاخره با كمي دلخوري از مسدودي راه از اين شهر گذشتيم و به متين آباد و كمپ كويري رسيديم .
ابتدا نگهبان از ما خواست ماشين را پارك كنيم و ببينيم آيا مهمانسرا جا دارد يا نه كه ما هم به داخل رفتيم و ديديم همزمان با ما يك اتوبوس مهمان ديگر نيز وارد شده اند و در حياط كاروانسرا جشن انار برگزار بود و ساز محلي و آش و ...
و كلي خوش مي گذشت كه بعد از مدتي به سراغ مسئول كاروانسرا رفتيم و او هم با ديدن هانا خانمي گفت جا نداريم ولي به خاطر اين كوچولو يه چادر را برايتان مرتب مي كنيم و خبرتان مي كنيم . فعلا ماشين را بياوريد داخل
خلاصه ما هم به قهوه خانه و پشت بام كاروانسرا رفتيم . هوا بسيار مطبوع و دلپذير بود . و مهمانان در بام به رقص و آواز مشغول بودند و كلي شلو كرده بودند .
خلاصه ما هم چادري كرايه كرديم و وسايلمان را به چادر انتقال داديم . هانا هم كلي خوشحال بود و لذت مي برد
و حدود ساعت 8 به رستوران رفتيم كه با كمي فاصله از كاروانسرا قرار داشت و شام (پلو گوشت ) كه نان و ماست و سبزي اش بسيار عالي بود خورديم و از آنجا هم به قهوه خانه رفتيم و آنجا گفتند كه شب برنامه رضد برگزار مي شود و بعد هم به چادر رفتيم كه هانا خانم از فرط خستگي و هيجان سفر در طول مسير تا چادر در آغوش پدر به خاوب رفته بود و بعد از گذشت زماني وقتي همه از شام برگشتند كم كم سر و صدا و بگو و بخند ها بالا رفت و در فواصلي در ميان چادر ها گودي هايي جهت آتشوني قرار داشت كه يكي از آنها جلوي چادر ما بود و خلاصه ما در چادر تا ساعت 12 شب كلي مستفيد بوديم و آقاي همسر هم در بيرون مشغول چايي خوردن و گشت و گذار بود .
من هم حدود ساعت 10 بيرون آمدم و با ديدن آسمان كوير داشتم ديوانه مي شدم فقط دوست داشتم در آن بيابان بروم و بروم تا جايي كه ديگر صدايي نباشد . كمي پياده روي كردم و دوباره بازگشتم به چادر و خواب
چادر خوب گرم بود و خواب راحتي داشتيم . ديگر از سرماي استخوان سوز كوير خبري نبود .
و صبح همگي سرحال حدود ساعت 7 بيدار شديم و به رستوران براي صبحانه رفتيم . هانا هم بسيار شاد و سر حال بود .
بعد از صرف صبحانه تصميم به گشت و گذار در كمپ گرفتيم...
ادامه مطلب تا فرصتي ديگر
قيمت چادر دو نفره به همراه رخت خواب و هيتر به همراه شام و صبحانه : 85000 تومان بود
هزينه شركت در جشن هم نفري : 15000
از خريد انار هاي محلي غافل نشويد كه هيچ گاه طعمش را فراموش نخواهيد كرد .
سفرنامه و عکس از سفرهای شخصی من و همسرم به نقاط طبیعی و دیدنی ایران