سفر نامه وان .روز اول
از سه مرز میتوان به داخل ترکیه رفت اولی مرز بازرگان. که به صورت 24 ساعته باز است و مسیر ترانزیت نیز می باشد و دارای بانک و فروشگاه و کلا مرتب می باشد .ولی با شهر وان فاصبگله ای سه ساعته دارد
2-مرز رازی. که ساعت کاری انها از نه صبح تا چهار عصر می باشد. و فاقد بانک و فقط یک دستگاه خودپرداز و نامرتب تر ولی با فاصله یک ساعته از شهر وان می باشد.
3-مرز سرو
در راه کمی توقف برای خرید صبحتانه و چای داشتیم .و حدود ساعت نه به مرز رسیدیم که ماشین را در پارکینگ کنار ورودی مرز پارک کردیم و وسایل را برداشته و پیاده به سمت ساختمان انجا رفتیم که با صف عریضی مواجه شدیم به علت تعطیلات پیش رو
من و دخترم در صف خروج و همسر به صف پرداخت عوارض رفت و ما به انتهای صف رسیدیم ولی از همسر خبری نبود که نبود .بعد از دو سه ساعت انتظار بالاخره کار خروج عوارض در اوج بی نظمی و قطع و وصل شدن دستگاه انجام شد و ما حدود ساعت دوازده موفق به خروج از ایران و ورود به ترکیه شدیم که در انجا هم بعد از گذر از چند گیت و کنترل بالاخره بیرون امدیم .
در انجا تعداد زیادی دلموش در انتظار مسافران می باشند و با گرفتن هزینه بیست لیری شما را به مرکز شهر وان یعنی میدان یش بول یا همان نزدیکی می رسانند .
در طول صف و در ماشین با خانواده ای اشنا شدیم که انها هم اهل سفر و پسرشان همبازی،دختر ما شد و نگرانی که ما از گیر نیامدن هتل داشتیم را انها برطرف مردند و گفتند که عید هم انجا بوده اند و در شلوغ ترین حالت هم هتل گیر می اید البته به نظر من کمی گرانتر و بدتر
بالاخره رسیدیم و به دنبال هتل که با توجه به شیطنت بچه ها و وسایلها در دست خیلی به جستجو ادامه ندادیم و به اولین گزینه که بهترین نبود رضایت دادیم و در هتل شاهین در اتاقی سه تخته که یک تخت رایگان بود و با هزینه نفری 45لیر ساکن شدیم .
ناهار را از فروشگاهی در سر کوچه هتل خریدیم و به دلیل ماه رمضان تمام اغذیه فروشی ها تعطیل بودند و در هتل خوردیم و کمی استراحت کردیم و حدود ساعت پنج با خانواده همراه وارد خیابان جمهوریت شدیم و به مغازه گردی پرداختیم .خیابان جمهوریت را تا انتها رفتیم و بهavm رسیدیم که بیشتر برندها در انجا فروشگاه داشتند بعد از دیدن دو طبقه بالا و شب شدن با توافق خانواده همراه به بیرون رفتیم و به رستوران kfcرفتیم و شام پیتزا سفارش دادیم که خوشمزه بود و بهگعد در جستحوی چند هتل و سر زدن به انها که جای مناسب دیگری پیدا نشد و حدود ساعت دوازده به هتل برگشتیم .
خرید کردن در بین فروشگاههایی که قیمتهایشان اکثرا یک سوم فروشگاههای مشابه در ایران است بسی لذت بخش است .
فردا تصمیم داریم به جزیره آکدامار برویم ...
سفرنامه و عکس از سفرهای شخصی من و همسرم به نقاط طبیعی و دیدنی ایران